تاریخ انتشار:1405/7/18
وارونهنگاری توسعه هرمزگان با امضای آشوری؛
سهم مردم از ثروت و ظرفیت های هرمزگان کجاست؟
اقتصادسرآمد- مسعود پاکزاد - آقای دکتر محمد آشوری تازیانی، استاندار محترم هرمزگان مدیریت اثرگذار و قابل تقدیر جنابعالی در عمارت سفید استانداری هرمزگان، بهویژه در مدیریت بحران حادثه بندر شهید رجایی بندرعباس و همچنین آزادسازی تردد خودروهای پلاک مناطق آزاد در سراسر استان، از جمله نکات مثبتی است که پیش از پرداختن به نقد عملکردتان، لازم دانستم به آن اشاره کنم.
به گزارش اقتصادسرآمد، اما هرمزگان را با عدد و آمارِ کاغذی نمیتوان توسعهیافته کرد؛ همانطور که با تغییر عنوان پروژهها، نمیتوان واقعیت زندگی مردم را تغییر داد.
هرمزگان سالهاست یکی از استانهای برخوردار از ظرفیتهای عظیم اقتصادی کشور است؛ از بندر و نفت و گاز و فولاد و پالایشگاه گرفته تا شیلات، تجارت دریایی و مناطق آزاد و ویژه. هزاران میلیارد تومان سرمایهگذاری دولتی و خصوصی نیز در این استان انجام شده و میشود.
اما پرسش ساده مردم همچنان پابرجاست:سهم هرمزگانیها و مرزنشینان از این همه ثروت و ظرفیت کجاست؟
وقتی پای مردم به میان میآید، هنوز باید درباره آب قشم، اشتغال جوانان بندرعباس، درمان بشاگرد، راه سیریک، نهضت ملی مسکن، محیطزیست هرمزگان و عدالت منطقهای حرف بزنیم.
پس آقای استاندار محترم، مسئله کمبود «آمار توسعه» نیست؛ مسئله، ناچیز بودن اثر توسعه در زندگی مردم است.
اگر افتتاح چند پروژه را نشانه پیشرفت بدانیم، برای هر استانی میتوان کارنامهای درخشان ساخت. اما مردم با روبانهای قیچیشده زندگی نمیکنند؛ با آب، شغل، درمان، امنیت جاده، درآمد و آینده فرزندانشان زندگی میکنند.
هرمزگان قربانی توسعهای است که اگر فقط در آمار بماند، روی کاغذ زیباست؛ اما در زندگی مردم دیده نمیشود.
شما از «حکمرانی نوین» و «توسعه متوازن» سخن گفتهاید. بسیار خوب؛ حالا اجازه دهید مردم درباره میزان تحقق همین شعارها قضاوت کنند.
آیا معنای «حکمرانی نوین» و «توسعه متوازن» این است که روستای باسعیدو در قشم و دهها روستای دیگر منطقه، با محدودیت دسترسی به آب آشامیدنی و مشکلات زیرساختی دستوپنجه نرم کنند و طعم این حکمرانی نوین را در زندگی روزمره خود احساس نکنند؟
آیا معنای توسعه متوازن این است که در استانی که بزرگترین صنایع، پالایشگاهها، مناطق آزاد و ویژه و زیرساختهای اقتصادی کشور را در خود جای داده است، جوان هرمزگانی برای پیدا کردن شغل ناچار به ترک استان خود باشد؟
در چنین شرایطی، طبیعی است که افکار عمومی درباره نحوه توزیع فرصتهای شغلی و سهم نیروهای بومی از ظرفیتهای اقتصادی استان پرسش داشته باشد؛ بهویژه درباره صنایع غرب بندرعباس و سازوکار جذب نیروی انسانی در آنها.
جناب استاندار؛ توسعه واقعی و غیرکاغذی یعنی شهروندی که کنار یکی از مهمترین بنادر کشور زندگی میکند، احساس نکند از مزایای توسعه بندری سهمی ندارد.
یعنی جزایر هرمزگان فقط در روزهای سفر مسئولان دیده نشوند. یعنی فاصله میان «هرمزگانِ روی کاغذ» و «هرمزگانِ واقعی» روزبهروز کمتر شود.
اینجاست که پرسشهای جدی در ذهن مردم، گروههای اجتماعی و رسانههای دغدغهمند شکل میگیرد:
اگر قرار باشد وضعیت شاخصهایی مانند اشتغال، تورم و رفاه مردم بهبود محسوسی پیدا نکند، تفاوت میان مدیریت فعلی و مدیریتهای پیشین استان در عرصه نتیجهگیری برای مردم چگونه قابل سنجش خواهد بود؟
چرا هنوز مسئلهای مانند صفهای طولانی سوخت، با وجود گذشت ماهها، برای مردم به یک چالش فرسایشی تبدیل شده است؟ و چه برنامه اجرایی مشخصی برای حل پایدار آن وجود دارد؟
چرا برای حل برخی مسائل مهم استان، از سوخت گرفته تا رسوب کالا، بخشهای دیگری از حاکمیت و دستگاه قضایی ناچار به ورود میشوند و افکار عمومی نیز گاه این مداخلات را مؤثرتر از سازوکارهای اجرایی استان ارزیابی میکند؟
آقای دکتر محمد آشوری؛مشکل اینجاست که گاهی در روایت رسمی، توسعه از بالا به پایین دیده میشود؛ اما مردم توسعه را از پایین به بالا تجربه میکنند.
شما ممکن است بگویید پروژهای افتتاح شده است؛
مردم میپرسند: چه چیزی در زندگی ما تغییر کرد؟
شما ممکن است از میزان اعتبار سخن بگویید؛
مردم میپرسند: سهم ما از این اعتبار چه بود؟
شما ممکن است از تعداد پروژهها بگویید؛
مردم میپرسند: کدام مشکل ما واقعاً حل شد؟
سوخت و اشتغال، از جمله مسائل جدی هرمزگان هستند. پرسش روشن مردم این است:
برای حل این مسائل چه برنامه اجرایی، زمانبندیشده و قابل ارزیابی دارید؟
کاش یک صفحه مشخص از راهبرد و برنامه «حکمرانی نوین» منتشر میکردید تا مردم بدانند در دوره مدیریت جنابعالی، قرار است هرمزگان از کجا به کجا برسد.
زیرا توسعهگرایی بدون برنامه روشن، زمانبندیشده و قابل اندازهگیری، در نهایت چیزی جز شعارزدگی در خطابههای پرطمطراق نخواهد بود.
آقای دکتر محمد آشوری تازیانی؛ باور کنید این وضعیت، شایسته مردمی نیست که حافظان تنگه هرمز و خلیج فارساند؛ مردمی که در میانه جنگی نابرابر و تحمیلی، هزینههای سنگینی پرداختهاند و فرزندان خود را برای عزت و شرافت این سرزمین تقدیم کردهاند.
این فاصلهها را نمیتوان با مصاحبه، گزارش عملکرد، تیترهای پرزرقوبرق و تبلیغات رسانهای پر کرد.
هرمزگان بیش از آنکه به روایت موفقیت نیاز داشته باشد، به سنجش صادقانه موفقیت نیاز دارد.
اگر عملکرد دولت در استان قابل دفاع است، یک کار ساده انجام دهید:
شاخصهای روشن را منتشر کنید؛ شهرستانبهشهرستان، پروژهبهپروژه و با اعداد قابل راستیآزمایی.
بگویید:در این مدت چه میزان اشتغال پایدار برای نیروهای بومی ایجاد شده است و در مقابل، چه تعداد نیروی کار تعدیل شدهاند؟
چه میزان از زنجیره ارزش صنایع در خود استان باقی مانده است؟
وضعیت آب، درمان، راه و سایر زیرساختها چه تغییری کرده است؟
وضعیت مسکن در مناطق محروم و مرکز استان چگونه تغییر کرده است؟
سهم شهرستانها و مناطق کمتر برخوردار از منابع و سرمایهگذاریها دقیقاً چقدر بوده است؟
چه میزان از وعدهها و برنامههای اعلامشده، در زمان مقرر به نتیجه رسیدهاند؟این میشود کارنامه؛ نه صرفاً گزارش عملکرد.
آقای استاندار محترم؛ هرمزگان آنقدر بزرگ، مهم و استراتژیک هست که نتوان مسائلش را پشت چند عدد، پروژه و بنر پنهان کرد.
چندی قبل نیز درباره «آمایش سرزمینی هرمزگان» سخن گفتید.
اما پرسش اینجاست:آیا این آمایش دارای سناریوهای مختلف توسعه است؟
مثلاً اگر میزان سرمایهگذاری کمتر از پیشبینیها باشد، یا درآمدهای دولت کاهش یابد، اولویتهای توسعه استان چگونه تغییر خواهند کرد؟
آیا برای میزان استفاده مدیران از این سند و تأثیر آن بر تصمیمات اجرایی، شاخص مشخصی تعریف شده است؟
مردم این استان سالهاست هزینه توسعه کشور را میدهند؛ بنابراین طبیعی است که امروز بپرسند:
سهم ما از این توسعه چیست؟پس مطالبه و سؤال روشن است:توسعه را وارونه ننویسید.از پروژه به نتیجه برسید؛از اعتبار به اثر برسید؛از افتتاح به بهرهبرداری واقعی برسید و از آمار به زندگی مردم برسید.
زیرا در نهایت، تاریخ عملکرد یک استاندار را نه بر اساس تعداد مراسم افتتاح و کلنگزنی، بلکه بر اساس میزان اثرگذاری و تغییر واقعی در زندگی مردم قضاوت خواهد کرد.
آنچه امروز برای افکار عمومی قابل مشاهده است، این پرسش را ایجاد کرده که آیا دولت در استان توانسته است بهطور کامل مستقر و هماهنگ عمل کند یا نه. درباره معطلیهای مدیریتی استان و آنچه خودتان «تغییرات هوشمند» نامیدهاید نیز در آینده بیشتر خواهم نوشت.
و با توجه به اینکه جنابعالی به آمار علاقهمندید، بد نیست در کنار آمار پروژههای افتتاحشده و میزان اعتبارات، به این شاخصها نیز توجه شود:
رتبه ۲۸ هرمزگان در شاخصهای اقتصادی در میان استانهای کشور؛رتبه ۲۶ کشور در نهضت ملی مسکن و قرار گرفتن هرمزگان در جمع پنج استان آخر کشور از نظر سرمایه اجتماعی دولت در استانها.
اگر قرار است آمار، مبنای قضاوت درباره توسعه و عملکرد مدیریتی باشد، این شاخصها نیز بخشی از همان واقعیتاند.
پس اجازه دهید همه آمارها سخن بگویند؛ نه فقط آن بخشهایی که تصویر مطلوبتری از عملکرد ارائه میکنند.
در نهایت، مردم از توسعه، عدد و عنوان نمیخواهند؛ نتیجه میخواهند.
هرمزگان را با آمار توسعهیافته نشان ندهید؛ هرمزگان را در زندگی مردم توسعهیافته کنید. بدرود
دوست دیروز، همراه امروز و نگران فردای هرمزگان
هرمزگان سالهاست یکی از استانهای برخوردار از ظرفیتهای عظیم اقتصادی کشور است؛ از بندر و نفت و گاز و فولاد و پالایشگاه گرفته تا شیلات، تجارت دریایی و مناطق آزاد و ویژه. هزاران میلیارد تومان سرمایهگذاری دولتی و خصوصی نیز در این استان انجام شده و میشود.
اما پرسش ساده مردم همچنان پابرجاست:سهم هرمزگانیها و مرزنشینان از این همه ثروت و ظرفیت کجاست؟
وقتی پای مردم به میان میآید، هنوز باید درباره آب قشم، اشتغال جوانان بندرعباس، درمان بشاگرد، راه سیریک، نهضت ملی مسکن، محیطزیست هرمزگان و عدالت منطقهای حرف بزنیم.
پس آقای استاندار محترم، مسئله کمبود «آمار توسعه» نیست؛ مسئله، ناچیز بودن اثر توسعه در زندگی مردم است.
اگر افتتاح چند پروژه را نشانه پیشرفت بدانیم، برای هر استانی میتوان کارنامهای درخشان ساخت. اما مردم با روبانهای قیچیشده زندگی نمیکنند؛ با آب، شغل، درمان، امنیت جاده، درآمد و آینده فرزندانشان زندگی میکنند.
هرمزگان قربانی توسعهای است که اگر فقط در آمار بماند، روی کاغذ زیباست؛ اما در زندگی مردم دیده نمیشود.
شما از «حکمرانی نوین» و «توسعه متوازن» سخن گفتهاید. بسیار خوب؛ حالا اجازه دهید مردم درباره میزان تحقق همین شعارها قضاوت کنند.
آیا معنای «حکمرانی نوین» و «توسعه متوازن» این است که روستای باسعیدو در قشم و دهها روستای دیگر منطقه، با محدودیت دسترسی به آب آشامیدنی و مشکلات زیرساختی دستوپنجه نرم کنند و طعم این حکمرانی نوین را در زندگی روزمره خود احساس نکنند؟
آیا معنای توسعه متوازن این است که در استانی که بزرگترین صنایع، پالایشگاهها، مناطق آزاد و ویژه و زیرساختهای اقتصادی کشور را در خود جای داده است، جوان هرمزگانی برای پیدا کردن شغل ناچار به ترک استان خود باشد؟
در چنین شرایطی، طبیعی است که افکار عمومی درباره نحوه توزیع فرصتهای شغلی و سهم نیروهای بومی از ظرفیتهای اقتصادی استان پرسش داشته باشد؛ بهویژه درباره صنایع غرب بندرعباس و سازوکار جذب نیروی انسانی در آنها.
جناب استاندار؛ توسعه واقعی و غیرکاغذی یعنی شهروندی که کنار یکی از مهمترین بنادر کشور زندگی میکند، احساس نکند از مزایای توسعه بندری سهمی ندارد.
یعنی جزایر هرمزگان فقط در روزهای سفر مسئولان دیده نشوند. یعنی فاصله میان «هرمزگانِ روی کاغذ» و «هرمزگانِ واقعی» روزبهروز کمتر شود.
اینجاست که پرسشهای جدی در ذهن مردم، گروههای اجتماعی و رسانههای دغدغهمند شکل میگیرد:
اگر قرار باشد وضعیت شاخصهایی مانند اشتغال، تورم و رفاه مردم بهبود محسوسی پیدا نکند، تفاوت میان مدیریت فعلی و مدیریتهای پیشین استان در عرصه نتیجهگیری برای مردم چگونه قابل سنجش خواهد بود؟
چرا هنوز مسئلهای مانند صفهای طولانی سوخت، با وجود گذشت ماهها، برای مردم به یک چالش فرسایشی تبدیل شده است؟ و چه برنامه اجرایی مشخصی برای حل پایدار آن وجود دارد؟
چرا برای حل برخی مسائل مهم استان، از سوخت گرفته تا رسوب کالا، بخشهای دیگری از حاکمیت و دستگاه قضایی ناچار به ورود میشوند و افکار عمومی نیز گاه این مداخلات را مؤثرتر از سازوکارهای اجرایی استان ارزیابی میکند؟
آقای دکتر محمد آشوری؛مشکل اینجاست که گاهی در روایت رسمی، توسعه از بالا به پایین دیده میشود؛ اما مردم توسعه را از پایین به بالا تجربه میکنند.
شما ممکن است بگویید پروژهای افتتاح شده است؛
مردم میپرسند: چه چیزی در زندگی ما تغییر کرد؟
شما ممکن است از میزان اعتبار سخن بگویید؛
مردم میپرسند: سهم ما از این اعتبار چه بود؟
شما ممکن است از تعداد پروژهها بگویید؛
مردم میپرسند: کدام مشکل ما واقعاً حل شد؟
سوخت و اشتغال، از جمله مسائل جدی هرمزگان هستند. پرسش روشن مردم این است:
برای حل این مسائل چه برنامه اجرایی، زمانبندیشده و قابل ارزیابی دارید؟
کاش یک صفحه مشخص از راهبرد و برنامه «حکمرانی نوین» منتشر میکردید تا مردم بدانند در دوره مدیریت جنابعالی، قرار است هرمزگان از کجا به کجا برسد.
زیرا توسعهگرایی بدون برنامه روشن، زمانبندیشده و قابل اندازهگیری، در نهایت چیزی جز شعارزدگی در خطابههای پرطمطراق نخواهد بود.
آقای دکتر محمد آشوری تازیانی؛ باور کنید این وضعیت، شایسته مردمی نیست که حافظان تنگه هرمز و خلیج فارساند؛ مردمی که در میانه جنگی نابرابر و تحمیلی، هزینههای سنگینی پرداختهاند و فرزندان خود را برای عزت و شرافت این سرزمین تقدیم کردهاند.
این فاصلهها را نمیتوان با مصاحبه، گزارش عملکرد، تیترهای پرزرقوبرق و تبلیغات رسانهای پر کرد.
هرمزگان بیش از آنکه به روایت موفقیت نیاز داشته باشد، به سنجش صادقانه موفقیت نیاز دارد.
اگر عملکرد دولت در استان قابل دفاع است، یک کار ساده انجام دهید:
شاخصهای روشن را منتشر کنید؛ شهرستانبهشهرستان، پروژهبهپروژه و با اعداد قابل راستیآزمایی.
بگویید:در این مدت چه میزان اشتغال پایدار برای نیروهای بومی ایجاد شده است و در مقابل، چه تعداد نیروی کار تعدیل شدهاند؟
چه میزان از زنجیره ارزش صنایع در خود استان باقی مانده است؟
وضعیت آب، درمان، راه و سایر زیرساختها چه تغییری کرده است؟
وضعیت مسکن در مناطق محروم و مرکز استان چگونه تغییر کرده است؟
سهم شهرستانها و مناطق کمتر برخوردار از منابع و سرمایهگذاریها دقیقاً چقدر بوده است؟
چه میزان از وعدهها و برنامههای اعلامشده، در زمان مقرر به نتیجه رسیدهاند؟این میشود کارنامه؛ نه صرفاً گزارش عملکرد.
آقای استاندار محترم؛ هرمزگان آنقدر بزرگ، مهم و استراتژیک هست که نتوان مسائلش را پشت چند عدد، پروژه و بنر پنهان کرد.
چندی قبل نیز درباره «آمایش سرزمینی هرمزگان» سخن گفتید.
اما پرسش اینجاست:آیا این آمایش دارای سناریوهای مختلف توسعه است؟
مثلاً اگر میزان سرمایهگذاری کمتر از پیشبینیها باشد، یا درآمدهای دولت کاهش یابد، اولویتهای توسعه استان چگونه تغییر خواهند کرد؟
آیا برای میزان استفاده مدیران از این سند و تأثیر آن بر تصمیمات اجرایی، شاخص مشخصی تعریف شده است؟
مردم این استان سالهاست هزینه توسعه کشور را میدهند؛ بنابراین طبیعی است که امروز بپرسند:
سهم ما از این توسعه چیست؟پس مطالبه و سؤال روشن است:توسعه را وارونه ننویسید.از پروژه به نتیجه برسید؛از اعتبار به اثر برسید؛از افتتاح به بهرهبرداری واقعی برسید و از آمار به زندگی مردم برسید.
زیرا در نهایت، تاریخ عملکرد یک استاندار را نه بر اساس تعداد مراسم افتتاح و کلنگزنی، بلکه بر اساس میزان اثرگذاری و تغییر واقعی در زندگی مردم قضاوت خواهد کرد.
آنچه امروز برای افکار عمومی قابل مشاهده است، این پرسش را ایجاد کرده که آیا دولت در استان توانسته است بهطور کامل مستقر و هماهنگ عمل کند یا نه. درباره معطلیهای مدیریتی استان و آنچه خودتان «تغییرات هوشمند» نامیدهاید نیز در آینده بیشتر خواهم نوشت.
و با توجه به اینکه جنابعالی به آمار علاقهمندید، بد نیست در کنار آمار پروژههای افتتاحشده و میزان اعتبارات، به این شاخصها نیز توجه شود:
رتبه ۲۸ هرمزگان در شاخصهای اقتصادی در میان استانهای کشور؛رتبه ۲۶ کشور در نهضت ملی مسکن و قرار گرفتن هرمزگان در جمع پنج استان آخر کشور از نظر سرمایه اجتماعی دولت در استانها.
اگر قرار است آمار، مبنای قضاوت درباره توسعه و عملکرد مدیریتی باشد، این شاخصها نیز بخشی از همان واقعیتاند.
پس اجازه دهید همه آمارها سخن بگویند؛ نه فقط آن بخشهایی که تصویر مطلوبتری از عملکرد ارائه میکنند.
در نهایت، مردم از توسعه، عدد و عنوان نمیخواهند؛ نتیجه میخواهند.
هرمزگان را با آمار توسعهیافته نشان ندهید؛ هرمزگان را در زندگی مردم توسعهیافته کنید. بدرود
دوست دیروز، همراه امروز و نگران فردای هرمزگان
برچسب ها : هرمزگان اقتصادسرآمد زیرساختهای اقتصادی کشور
اخبار روز
-
حضور وزیر راه و شهرسازی درمراسم افتتاحیه هشتمین همایش تجاری حمل و نقل بین المللی راه ابریشم جدید در قزاقستان
-
فیلم | تاب آوری صنعت کشتی سازی ایران در شرایط جنگی کشور
-
اکبری: چابکسازی و بهرهوری، اولویت بانک ملی ایران است
-
ذینفعان روندهای فاسد مانع خروج بانکها از بنگاهداری میشوند
-
بازی با امنیت برق پایتخت در بزنگاه ناترازی سوخت و زمستان سرد
-
اداره کل بنادر هرمزگان بازوی قدرتمند اتحادیه کارگزاران گمرکی در فرآیند ترخیص کالا است
-
«هما» سومین مسیر پروازی خود به پاکستان را راهاندازی میکند
-
تقویت همکاری کشورهای ساحلی خزر برای مقابله با آلودگیهای نفتی
-
عملیات زیرسازی راهآهن چابهار–زاهدان به پایان رسید
-
راهآهن چابهار–زاهدان تا پایان امسال به بهرهبرداری میرسد
-
جلسه کارگروه نظارت و رصد عملیاتی پروژه راه آهن چابهار- زاهدان با حضور وزیر راه و شهرسازی
-
ضرورت های تقویت تابآوری لجستیک ایران
-
اطلس تنوع زیستی خلیج فارس و دریای خزر؛ شناسایی تنوع زیستی دریایی کشور
-
توانمندسازی جامعه محلی برای ارائه خدمات گردشگری در مکران
-
ارتقای خدمات بندری و پشتیبانی در بندر صیادی رمین
-
تداوم ورود نهادههای دامی از بندر شهید بهشتی در محاصره دریایی
-
نفت در دوراهی بحران عرضه و افت تقاضای جهانی
-
نگاهی به شاخصهای بازدارندگی در عصر جدید
-
«کریدور آیمک» در محاصره بحرانهای خاورمیانه
-
«مَکُران» میدان رقابت قدرتهای آسیایی
